خرید بک لینک
سینمای کیمیایی جغرافیای خاصی است؛ بدویت است؛ ابدیت است؛ ادبیت است؛ ادبیات است؛ نمیدونم آقا کیمیایی چه علاقهای داره فیلم درباره مافیا اقتصادی بسازه؛ تجارت؛ ضیافت؛ رئیس؛ جرم؛ قاتل اهلی. خانهای هزاران متری در خیابان فرشته و کالکسیون بنز اگر مافیا نیست پس چیست؟ من وقتی کیمیایی از رفیق و رفاقت و روزگار رفته میگه دلم براش ضعف میره؛ اصلن هم برام مهم نیست کجا زندگی میکنه و چی سوار میشه؛ ولی وقتی از مافیا اقتصادی و پول کثیف میگه حالم بد میشه؛ نمیشه با سرمایه مافیا اقتصادی و پول کثیفشان فیلم بسازی بعد ازشان بد بگی. وقتی مسعود کیمیایی فیلمی درباره مافیا اقتصادی و پول کثیف میسازه و آدم توقع داره خودش سمت شوش و هرندی زندگی کنه؛ نه توی یه خونه هفت هزار متری توی فرشته؛ نمیشه شما بگی بنز بد است بعد خودت قطار بنز داشته باشی؛ نمیشه رفیق؛ ما دوست داریم ولی یه چیزهایی هست. اگر مافیا بده؛ اگر پول کثیف بده؛ پس باهاشان نگرد رفیق؛ قاتل اهلی اگر ساخته نمیشد خیلی بهتر بود با سرمایه مافیا ساخته بشه؛ این یک فیلم ضد مافیایی است؛ ولی خودش بخشی از مافیا است؛ چون مافیا پولش داده؛ هنوز یادمان نرفته جنجالهای جشنواره و اکران؛ نسخه تدوین شده تهیهکننده رو. قاتل اهلی فیلمی درباره پول کثیف است با آدمهای کثیفتر؛ کاش اجراش خوب بود؛ اجزاش خوب بود؛ ولی فیلمی غلیظی است مثل چای شیرینی که زیادی توش شیکر ر

برچسب: کیمیایی, نویسنده: میلاد شریفی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:12

جولیت ششلول بند سال ۲۰۱۰ (دوسال قبل از ساواج دیور) یه عطر ساخت به اسم این یک عطر نیست. میدانید چرا این اسم برایش انتخاب کرد؟ چون این عطر نیست توهم است! حتا مولکولیز ايسنتریک دو سال قبل از جولی ششلول بند در ۲۰۰۸ یه عطر ساخت به اسم مولکول ۲ که خیلیها اصلن نمیتوانند بوش کنند چون بهش نابویا هستند. آمبروکسان مثل پچولی؛ لاوندر؛ عود؛ پرتقال و خاک و خون و فلز یک رایحه نیست که بگید برو فلان ادکلن بو بکش این یعنی این. آمبروکسان خیلی پیچیدهتر از این حرفاست؛ سال ۱۹۵۰ بود که فيرمينيتش برای عنبرسائل که خیلی گران و نایاب بود امبرکسان را در لابراتوار مخوفش با فرمول C16 H28 O خلق کرد. ذات خود عنبرسائل توهمزاست؛ چه برسه به شبحاش. راستش بخواهید شبحاش از خودش توهمزاتر است. و اینگونه بود که مری شلی فرانکنشتاین را آفرید. پرومتهٔ مدرن؛ فرانکنشتاین دانشمند مرموز و جاه طلبی که با استفاده از کنار هم قرار دادن تکههای بدن مردگان و اعمال نیروی الکتریکی جانوری زنده به شکل یک انسان و با ابعادی اندکی بزرگتر از یک انسان معمولی میسازد. موجودی با صورتی مخوف و ترسناک که بر همه جای بدنش رد بخیههای ناشی از دوختن به چشم میخورد. این موجود تا بدان حد وحشتناک است که همگان، حتی خالقش از دست شرارتهای او فرار میکنند. هیولایی که خالقش نیز نمیتواند آن را کنترل کند و خود مقهور آن میشود. بلو شنل توسط ژاک پلاژ م

برچسب: نویسنده: میلاد شریفی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:12

صفحه بندی